تبليغاتX
کلبه دانشجویان کتابداری علامه طباطبایی

کلبه دانشجویان کتابداری علامه طباطبایی
وبلاگ گروهی دانشجویان و دانش آموختگان کتابداری دانشگاه علامه طباطبایی
عرض ادب.

خانم علی‌زاده چکیده پایان‌نامه‌های دانشگاه علامه رو هم در دسترس قرار دادند. به ادامه مطلب بروید.


برچسب‌ها: پایان‌ نامه, دانشگاه علامه طباطبایی, کتابداری و اطلاع رسانی, چکیده
ادامه مطلب
[ شنبه 1390/11/08 ] [ 9:16 قبل از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]
فراخوان مقاله سیزدهمین

 همایش  کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه الزهرا(س)

تجاری ‏سازی خدمات و کالاهای اطلاعاتی: آری یا خیر!

محورهای همایش:

اصول بازاریابی کالاها و خدمات در کتابخانه‏ها و مراکز اطلاع‏رسانی

اقتصاد اطلاعات

اقتصاد اطلاعات و دانش در جهان، مناطق و ایران

تجارت الکترونیکی

نیازسنجی اقتصادی و گردآوری اقتصادی اطلاعات در نظام‏های اطلاعاتی

اطلاعات و دانش: جنبه‏های اقتصادی و تجاری

انواع کتابخانه ها و تجاری‏سازی کالاها و خدمات

آخرین مهلت ارسال چکیده مقاله: ۱5/11/1390

اعلام پذیرش چکیده مقالات: 20/11/1390 الی 25/11/1390

مهلت ارسال متن کامل مقاله: 15/1/1391

داوری متن کامل: 28/1/1391

زمان برگزاری همایش: 27/2/139۱ الی 28/2/1391
برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس

www.peikeketabdari.blogfa.com

مراجعه نمایید

[ پنجشنبه 1390/11/06 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ محمدجواد اشتری(ASHTARI86) ]
سلام. فهرست پایان‌نامه‌های رشته کتابداری دانشگاه علامه طباطبایی توسط دوست خوب‌مون فاطمه علی‌زاده به دست ما رسید. برای مشاهده فهرست به ادامه مطلب بروید.
برچسب‌ها: پایان‌ نامه, علامه طباطبایی, کتابداری و اطلاع‌رسانی
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/11/06 ] [ 3:30 بعد از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]

سلام.
آزمایشگاه پایش دیجیتالی دانشگاه تهران، کارگاهی برگزار می‌کنه با عنوان "آموزش نرم‌افزار پژوهیار و مقایسه آن با نرم‌افزارهای زوترو و اندنوت". دوست خوب‌مون خانم فرحناز سلطانی مدرس این کارگاه هستند. برای شرکت در این کارگاه تا ۱۵ دی وقت دارید که فرم ثبت‌ نام رو از گروه بحث مشهد یا ایران‌کیس دانلود کنید و به ایمیل خانم فهیمی‌فر (sfahimifar@ut.ac.ir)بفرستید. اگر هم دسترسی به این دو گروه بحث ندارید، به خانم فهیمی‌فر میل بزنید تا فرم رو براتون ارسال کنه. این کارگاه در روز شنبه، ۱۷ دی ۱۳۹۰، از ساعت ۱۳ تا ۱۶ برگزار خواهد شد.

 


برچسب‌ها: کارگاه آموزشی, اندنوت, زوترو, پژوهیار, فرحناز سلطانی
[ سه شنبه 1390/10/13 ] [ 2:52 بعد از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]

سلام به همه.

امروز دفاع دوست عزیزمون خانم فهیمه ابراهیم زاده هست به ایشون تبریک میگیم و آرزوی موفقیت برایش میکنیم.
پایان‌نامه ایشون با عنوان تحلیل استنادی مقالات دایره المعارف بزرگ پزشکی در دانشگاه علامه دفاع خواهد شد.

[ سه شنبه 1390/10/06 ] [ 10:55 قبل از ظهر ] [ سعیده جهانگیری(JAHANGIRI83) ]
کارگاه آموزشی:

"آشنایی با سوء رفتارهای پژوهشی و دستبرد علمی"
سوء رفتارهای پژوهشی: تعاریف و انواع
سوء رفتارهای پژوهشی: دلایل ارتکاب
سوء رفتارهای پژوهشی: راهکار پیشگیری و کاهش

ویژه ی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری و نیز کتابداران

مدرس:
آقای امیرحسین رجب زاده عصارها

زمان برگزاری:۱۲/۱۰/۱۳۹۰
ساعت کارگاه:۱۰-۱۳

علاقه مندان به شرکت در این کارگاه می‌توانند از طریق نشانی زیر درخواست خود را اعلام کنند وفرم شرکت در کارگاه را پر کنند:
sfahimifar@ut.ac.ir‌‌
sepidehfahimifar@gmail.com

اولویت با افرادی است که فرم ثبت نام را زودتر ارسال نمایند.
به شرکت کنندگان گواهی شرکت در کارگاه آموزشی از طرف دانشگاه تهران اعطا خواهد شد.

[ سه شنبه 1390/10/06 ] [ 10:42 قبل از ظهر ] [ سعیده جهانگیری(JAHANGIRI83) ]
سلام .. شب یلداتون مبارک

بچه ها .. فکر میکنید وقتی فارغ التحصیل شدین کجاها میتونید مشغول به کار بشین؟ و ای فارغ التحصیلان عزیز .. اگر با رشته تون کار میکنید میشه بقیه رو هم در جریان بذارین که کجا هستین و دقیقا به چه کاری مشغولین؟


[ چهارشنبه 1390/09/30 ] [ 10:58 بعد از ظهر ] [ فرنازفصیحی(FASSIHI85) ]

دیروز جلسه اول ادکایی های جدید بود ..

کتابدارانی نه چندان نا آشنا ....شرکت تو این جلسه برام خنده دار بود...

خصوصا وقتی همچین تصویری از کتابدارا تو ذهن متجلی بشه ...

خوشحالم که یه عده جووون اینجوری دغدغه این رشته رو دارن ....این برام جذابه ...فکر میکنم ..بعد از تعریفاتی که بچه ها تو پست قبل از رشته داشتن و حد اقلش این بود که بشینیم و سنگمون رو وا بکنیم که بابا اصن معنی و تعریف رشتمون چیه ...خوب باشه که یکمم هم خودمون رو با این گروه از بچه ها مقایسه کنیم ...بعدش بشینیم و دوباره یه تعریفی از رشتمون ارائه بدیم ...

................

دلم خیلی میخواد بیام اینجا بنویسم ....چراشو نمیدونم ...شاید کلا چون ادم خاطره بازی هستم و اینجا بهم حس خوبه دوران دانشجویی رو میده ...ولی اینکه بچه ها سعی کردن این محیط علمی باشه..منو میذاره تو منگنه ...

دلم برای سالای اول دانشگاه خیلی تنگ شده که همین بچه تو دانشگاه بودن ....الان دانشکده بی روح شده ....قبلا سر میچرخوندی بچه ها بودن میرفت یکارگاه پر بودیم کلا پاتوق بود ...

ولی حالا نه ....خالیه ...تک توک بچه ها میان ...."البته روزایی که من رفتم "

امیدوارم همیشه همین حس و حال فعال و پویاتون *رو حفظ کنید ..

 

پ ن:

* :"بقول استاد اصنافی"

 

[ یکشنبه 1390/09/27 ] [ 11:9 بعد از ظهر ] [ حمیده اخوان (AKHAVAN86) ]
خیلی دوست دارم ببینم تعریف تک تک کسانی که این رشته رو میخونن ازش چیه؟ فکر میکنین تا حالا چه چیزی از این دانش بی انتها رو یاد گرفتین؟ چه موضوعاتی به رشته ای که خوندین مربوط میشن؟ آخرش میخواین چی کار کنین؟ تو کتابخونه کار کنین؟‌ تو کتابخونه کار نکنین؟ "وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی" مونم خیلی نمیدونه این رشته چیه .. احتمالا از اینور و اونور یه چیزایی شنیده. 

خواهش میکنم اندکی وقت بذارین و واقعا فکر کنید به تمام آموخته هاتون در این رشته. به کارایی که تا حالا کردین و به اهدافی که در موردش دارین. منتظر نظراتون هستم. :)

این لینک نظر جناب وزیره در مورد رشته مون.


[ پنجشنبه 1390/09/03 ] [ 3:24 بعد از ظهر ] [ فرنازفصیحی(FASSIHI85) ]
دوستانی که علاه‌مند به شرکت در انتخابات پنجمین دوره اتحاده انجمن‌های علمی-دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی ایران (ادکا) هستند، می‌توانند با مرا جعه به آدرس زیر از شرایط حضور مطلع شوند

http://scientometrics.blogfa.com/post-15.aspx

[ چهارشنبه 1390/09/02 ] [ 1:56 بعد از ظهر ] [ نیما غلامی(GHOLAMI82) ]
بعضی وقت‌ها میام توی کلبه می‌شینم. تک و تنها. به امید این که کسی از آشناها بیاد سر بزنه. گاهی افرادِ غریبه میان تو. مثلن می‌پرسن: این‌جا «کتابخونه»ست؟ «فرناز قاضی‌زاده» دارید این‌جا؟ «علامه طباطبایی» کو؟ متن «تبریک ازدواج» دارید؟ «آرم دانشگاه علامه طباطبایی» رو می‌خواستم!(1) اون‌هایی که می‌تونم رو جواب می‌دم. بعضی‌ها رو هم نمی‌تونم جواب می‌دم و افراد می‌رن و دور می‌شن. گاهی هم چند تا چهره‌ی آشنا می‌بینم. خانم اخوان رو دیدم که گاهی اومده تنها تو کلبه نشسته و منتظر بچه‌هاست. خانم فصیحی یه مدت زیاد می‌اومد. هر از چندی هم دوستان دیگر میان سر می‌زنند. دست‌هاشون رو می‌ذارن دور چشاشون و توی کلبه رو نگاه می‌کنند. گاهی هم میان از دور یه نگاه گذرا می‌ندازن. دل‌دل می کنن که نزدیک بیان یا نه. اغلب هم مطمئن هستند چیز دندون‌گیری نصیب‌شون نمی‌شه این‌جا. پس راه‌شون رو می‌کشند و از همان راهی که کشیده‌ند می‌رن و دور می‌شن. چند وقتی هست اومدم کلبه رو آب و جارو کردم. یاد روزایی هستم که با دوستان این‌جا می‌نشستیم و می‌گذشت؛ چه خوش می‌گذشت...

نویسنده‌ی متکلمِ مع الغیر ام آرزوست...

1- بیشترین راه‌یابی به وب‌مون با جستجوی کلیدواژه‌های ذکر شده صورت گرفته. البته در بین واژه‌های جستجو شده تعداد اندکی از کلیدواژه‌های دقیق هم هست که نشون می‌ده راه رو درست اومدن و می‌خواستن اطلاعاتی درباره یکی از ماها کسب کنند.

[ چهارشنبه 1390/09/02 ] [ 9:46 قبل از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]
دیروز، بیست و چهار آبانِ هزار و سیصد و نود شمسی، قراری رو گذاشته بودیم با بچه‌های کلاس. این که جمع شیم دور هم در پارک ساعی. سه سال پیش در جشنِ کوچک فارغ‌التحصیلی‌مون این قرار رو گذاشتیم. ساعت‌ش رو یادم رفته بود. صادقانه، وقت نداشتم برم. دوست داشتم برم. نمی‌دونم بچه‌ها این قرار رو یادشون بوده یا نه. دوریم و کمی هم دوست‌ایم این روزها...

[ چهارشنبه 1390/08/25 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]
سلام.

باخبر شدیم آقای فرزاد زبانی در حال تحصیل در رشته کتابداری پزشکی در مقطع ارشد دانشگاه شهید بهشتی هستند. ما مطلع نشدیم کی قبول شدند، اما این موفقیت رو به ایشون تبریک می‌گیم. [1]

البته نام‌برده به جرگه متاهلین هم پیوسته که جای بسی تبریکات بیش‌تر و شیرینی‌گرفتن‌های پرمایه‌تر دارد...

فرزادجان، داداش! تبریک می‌گیم! ایشالا همیشه شاد و سلامت و موفق باشی و اتاق خونه‌ت مث دل‌ات و دَم‌ات گرم...


1 - با تشکر از مهدی که به‌مون خبر داد. منتهی نمی‌دونیم این مهدی کی هست؟ یه زمانی بود که بین پسرای کتابداری علامه 50 درصدشون مهدی بودند. (جعفری - حسینی - حمدی‌پور، نصیری و ...) البته ظاهرن مهدی نصیری عزیز این خبر رو دادن :)


[ یکشنبه 1390/08/15 ] [ 2:30 بعد از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]

بنا به در خواست «یکی از همه»، در ذیل یکی از پست‌های خانم اخوان، بحثی شد درباره درآمد و فرصت‌های شغلی کتابدارها. نظرم رو خیلی جمع‌وجور نوشتم. دیدم بد نیست حالا که نیشتر به زخمِ حکایت درآمد و فرصت‌های شغلی کتابدارها خورده، کمی نبش زخم کنیم!!!

من درباره‌ی درآمد کتابدارها این‌طور نوشتم:

الان که همه‌جا، با حداقل دست‌مزد استخدام می‌کنند اول‌ش. یعنی حدود 350 تا 400. شروع کار خیلی از لیسانسه‌ها همینه مخصوصن تو جاهای خصوصی و موقتی. بیمه هم اکثرن ندارند. تا این جاش که کتابدار و غیر کتابدار فرقی نداره. اما حقوقی که فرد دریافت می‌کنه کاملن بستگی به سازمانی که توش کار می‌کنه داره. برای همینه که گاهی برای بعضی سازمان‌ها حسابی سر و دست می‌شکنند. معنی حرف‌م اینه که شما ممکنه بری یه سازمان دولتی و همون 350 رو بگیری و بری یه سازمان دیگه و با همون سطح تحصیلات و سواد و کارایی 700 هم بگیری. اما نکته این‌جاست که کتابدارها عمومن نسبت به کسانی که توی سازمان‌شون کار می‌کنند حقوق متوسطی رو دریافت می‌کنند. یعنی توی اون سازمان اول، که کتابدار حدود 350 یا 400 می‌گیره (که اکثر سازمان‌های دولتی دیگه تا 500 تومن رو می‌دن) حقوق متوسط کارشناس‌های دیگه هم بیشتر از 600 نیست. اما توی سازمان دوم که کتابدار 700 می‌گیره، کارشناسای دیگه هم توی رنژ 600 تا 900 حقوق می‌گیرند. اما به طور کلی، شنیده‌های متناقضی هم دارم. مثلن شنیدم توی یه کتابخونه دانشگاهی یکی 500 می‌گیره، توی یه کتابخونه‌ی دیگه یه کتابدار با همون شرایط 900 می‌گیره. اما من اون 500 رو بیش‌تر باور دارم. برای این‌که زیاد گیج‌کننده نشه، خلاصه می‌کنم: بسته به نوع سازمان، حقوق کتابدارا از 400 شروع می‌شه و از بالاترین میزان دستمزد کتابدارا هم هیچ‌وقت از هفتاد، هشتاد‌درصد بالاترین دستمزد کارمندای یه سازمان بالاتر نمی‌ره.

و درباره فرصت‌های شغلی کتابدارها هم نظرم اینه:

در مورد فرصت‌های شغلی هم، به نظر من، تمام اون چیزی که ما می‌خونیم در نهایت امر، ما رو در راه‌اندازی و اداره کتابخونه متخصص می‌کنه. اما کو کتابخونه‌ای که بخوایم راه بندازیم یا اداره کنیم؟ رو این حساب، باید به جای غایت کار، زمینه‌های کاری احتمالی رو بررسی کنیم. کار کردن تو یه کتابخونه عمومی، دانشگاهی، سازمانی و اختصاصی که طبیعتن جزء گزینه‌هاست. در صورتِ تخصص در فناوری اطلاعات هم زمینه‌های کاریِ باپرستیژ‌تر (اما نه لزومن پولسازتر) مث ساخت وبسایت و پشتیبانی نرم‌افزار و ... رو می‌شه نام برد. بعضی زمینه‌های کاری هم می‌ره تو حوزه پژوهش و تدریس و این چیزا. البته خیلی فرصت‌های جنبی هم هست که در مقایسه با این سه حوزه‌ی وسیع، قابل گفتن نیستند.

خانم صیدمحمدی (از دوستان کتابداری‌خونده‌ی خوب ما در کرمانشاه) در ادامه صحبت‌های من اومد و گفت:

سلام.
بازم خوش بحال تهرانیا.اینجا که از این خبرا نیست.
کتابدارای کتابخونه های عمومی اینجا همون300 تا 400 رو میگیرن.
کتابخونه های تخصصیم که تعدادشون خیلی کمه اکثرا کتابداراشون رشته کتابداری نبودن.
بقیه جاهام که نداریم اصلا.فقط تدریسه که همه از درآمدشون راضین.
من که اون همه فعال انجمنی و کتابداری بودم5سال مدیر آزمونهای قلم چی یه آموزشگاه بودم و الان تنها کاری که انجام میدم تدریس درس ریاضیه.
جالبه ها:اینم یکی از اون فرصت های جنبیه نه؟

راست می‌گه. من فقط تهران رو در نظر گرفتم و در مورد شهرستان‌ها اطلاعات کافی ندارم. هرچند در مورد خود تهران هم نظر جامع و مانعی نمی‌تونم داشته باشم. به‌همین دلیل هست که ازتون تقاضا می‌کنم نظر خودتون رو (در صورت امکان کاملاً مردونه!!! یعنی با اسم و رسم) درباره فرصت‌های شغلی و درآمد کتابدارها در قسمتِ نظرات همین پست بنویسید. خدا رو چه دیدید، شاید این بحث ما، فانوسی باشه برای کسی که کتابداری قبول شده و تو شب تاریکِ وب، داره دنبال جواب سوالاش می‌گرده...


اخوان نوشت:

سلام ...
کاملا مردونه؟؟؟
خب باید بگم که منم وقتی پاسخ نظرات شما رو خوندم کاملا تعجب کردم ...در همین تهران خودمون هم این وضعیت در آمدی شاید برای مرد ها باشه ولی برای ما خانم ها همچین خبری نیست و با هر مدرکی که باشه یعنی کارشناسی یا ارشد تقریبا تا اونجای یکه من میدونم حول و حوش 300-400 میچرخه ....
اما برای اقایون خب وضعیت بهتری هست ..
تو این میون اگه یکی بند "پ" داشته باشه و بتونه کاری در کتابخونه های وابسته به شهرداری پیدا کنه شندیم حتی برای دانشجویان کارشناسی حدود 600 در آمد داره ...
خلاصه دوستان اگه اشنا تو شهرداری دارین ما رو یادتون نره ....
وضعیت بیمه کردن که فکر کنم 0 هست ...


[ شنبه 1390/08/07 ] [ 2:38 بعد از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]

غزل به گوش قلم قصه های تلخی گفت
که هست صد گره نا گشوده در کارم
چکید اشک قلم روی گونه دفتر
بخوان  بخوان که تو را شاعرانه می بارم

×××

غزل نوشت که از انتظار لبریزم
غزل نوشت که از انتظار بیزارم
از این که ثانیه ها هی مرا قدم بزنند
از این که ثانیه ها را مدام بشمارم

نه این که بی تو غم روزگار آسان است!
نه این که باید از این عشق دست بردارم!

دلم گرفته از این آسمان بارانی

از این که جای تو دردست خویش غم دارم

کمی سکوت...دوباره نوشت از روزی
که دید چشم من او را هنوزتب دارم...
شکست بغض غزل،لحظه ازتپش افتاد
نوشت قافیه را این چنین : گ رف ت ارم!

غزل نوشت که مانند روزگار قدیم
دوباره دست اگر روی دست بگذارم-
هزار پاره قلبم به باد خواهد رفت
مگرکه کار دلم را به عشق بسپارم!

×××

و بعد نقطه سر خط؛ که بعد از این باید-
که سر به شانه غمهای خویش بگذارم

[ شنبه 1390/08/07 ] [ 1:49 بعد از ظهر ] [ حمیده اخوان (AKHAVAN86) ]
 

 

قرار بود قبل از این ها این پست گذاشته بشه ولی از اونجاییکه منم یه دانشجوی تنبلمو هفته ای یبار به دانشگاه میرم ....نشد که بذارم ...

متاسفانه در روز های اول دانشگاه مطلع شدیم که حال دکتر جلالی مساعد نیست و در بیمارستان شهید رجایی بستری هستند ...
بعد از این مدت امروز رفته بودم پیش خانم خاجویی که حال ایشونر و جویا شدم و متاسفانه حال ایشون زیاد خوب نیست ..
نمیدونم امکان ملاقات هست یا نه.
فکر میکنم همه ماها در طول دوران تحصیلمون حد اقل یکبار با ایشون کلاس داشتیم ...
ازتون میخام برای سلامتی ایشون دعا کنید ...
و کسایی که میتونن از حالشون با خبر شن به ما هم خبر بدن ...

التماس دعا
بهشتی باشید

[ دوشنبه 1390/08/02 ] [ 10:5 بعد از ظهر ] [ حمیده اخوان (AKHAVAN86) ]
 

                                                   

 

 

خاطرمان باشد ، شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم

آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود !!!!

 

پ ن: فکر کنم جز نوشتن تو وبلاگ ..کم کم داریم همدیگه رو هم فراموش میکنیم ....!!

[ سه شنبه 1390/07/26 ] [ 3:34 بعد از ظهر ] [ حمیده اخوان (AKHAVAN86) ]


به اطلاع علاقه‌مندان به شرکت در چهارمین همایش سراسری اتحادیه انجمن‌های علمی-دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی ایران (ادکا) با عنوان
"مسائل مجموعه‌سازی در کتابخانه‌های ایران" که مورخ 27 مهر در اصفهان برگزار می‌شود، می‌رساند؛ به منظور تسهیل حضور علاقه‌مندان در همایش، وسیله رفت و اسکان برای دو شب به تعدادی محدودی تدارک دیده شده است. لذا علاقه‌مندان به استفاده از این سرویس می‌توانند پس از واریز مبلغ مورد نظر به حساب شماره 3890203557 بانک  نزد بانک تجارت شعبه دانشگاه شهید بهشتی  یا شماره 16 رقمی کارت 6273531070100710 به نام حسین افتخاری، تصویر اسکن شده فیش بانکی پرداختی یا پرینت پرداخت اینترنتی خود را حداکثر تا ساعت 15 روز یکشنبه مورخ 24 مهر، به ایمیل kmlibexpert@gmail.com   ارسال نمایند.

هزینه رفت: 7500 تومان

هزینه اسکان برای هر شب: 5000 تومان

پیش از واریز مبلغ، صرفا برای اطلاع از وجود ظرفیت با شماره 09124042832 تماس حاصل فرمایید.

ساعت حرکت از تهران به سمت اصفهان: ساعت 18 مورخ 26 مهر از پایانه بیهقی می‌باشد.

سوالات خود را به ایمیل kmlibexpert@gmail.com   ارسال نمایید.

توجه: حتما شماره تماس خود را به همراه فیش ارسالی به ایمیل مورد نظر ارسال فرمایید.

درصورتی که هم متقاضی استفاده از سرویس رفت و هم اسکان هستید می‌توانید مبلغ مورد نظر را یکجا واریز نمایید.

به علت محدودیت ظرفیت اولویت با کسانی است که زودتر اقدام نمایند.

 

[ جمعه 1390/07/22 ] [ 3:31 بعد از ظهر ] [ نیما غلامی(GHOLAMI82) ]

                                             

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي کنند و سر هم داد مي کشند؟

شاگردان فکرى کردند و يکى از آن ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي دهيم.

استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي زنيم؟ آيا نمي توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي زنيم؟

شاگردان هر کدام جواب هايى دادند امّا پاسخ هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلبهايشان از يکديگر فاصله مي گيرد. آن ها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى ميافتد؟ آن ها سر هم داد نمي زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي کنند. چرا؟ چون قلبهايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلبهاشان بسيار کم است

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى ميافتد؟ آن ها حتى حرف معمولى هم با هم نمي زنند و فقط در گوش هم نجوا مي کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي نياز مي شوند و فقط به يکديگر نگاه مي کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله اى بين قلب هاى آن ها باقى نمانده باشد

[ سه شنبه 1390/07/19 ] [ 3:18 بعد از ظهر ] [ حمیده اخوان (AKHAVAN86) ]
همايش پورتال های کتابخانه اي: مفهومي دستخوش تعابير متفاوت (با نگاهي به پورتال هاي کتابخانه اي در ايران)
پيشرفت روزافزون فن آوري هاي اطلاعاتي، بسترهاي جديد و متفاوتي را براي مديريت اطلاعات و منابع اطلاعاتي در قالب هاي گوناگون فراهم آورده است. يکي از اين بسترها پورتال هاي کتابخانه اي مي باشد. مفهوم پورتال کتابخانه اي به عنوان يک چارچوب که اطلاعات و سرويس‌هاي منابع مختلف را کنار يکديگر قرار داده و تحت يک طرح امنيتي ارائه مي‌دهد، از زمان شکل گيري تا کنون دستخوش تعابير متفاوتي گشته، که بعضا کارايي هاي اين فن آوري را نيز به چالش کشيده است. در همین راستا شرکت پارس آذرخش در نظر دارد همايشي را تحت عنوان "پورتال های کتابخانه اي: مفهومي دستخوش تعابير متفاوت" در تاريخ 24/07/1390 از ساعت 8:30 الي 12:30 در محل سالن يوسف شريعت زاده سازمان اسناد و کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران برگزار نمايد.
علاقه مندان به شرکت در اين همايش مي توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و  ثبت نام، به این لینک مراجعه نمايند.



[ شنبه 1390/07/09 ] [ 2:2 بعد از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]
سلام:

جشنواره وبلاگ‌نویسی در کتابداری، کاری مشترک از ادکا و انجمن کتابداری ایران.

این‌جا کلیک‌ کنید.

[ پنجشنبه 1390/07/07 ] [ 2:42 بعد از ظهر ] [ امیرحسین رجب زاده عصارها ]
وبلاگ ها یکی از عمومی ترین ابزارهای اجتماعی برای تبادل و اشتراک افکار و اندیشه در میان کاربران اینترنتی محسوب می گردند. استفاده از این ابزارها سبب گردیده  تا کاربران وب را ، تنها برای دسترسی و کسب اطلاعات مورد استفاده قرار ندهند، بلکه آنها را قادر ساخته تا در فرایند تبادل اطلاعات، تولید محتوا و خرد جمعی مشارکت نمایند. در سال های اخیر وبلاگ های فارسی از رشد شتابانی برخوردار بوده ، به طوری که در سطح جهان توانسته است رتبه های برتر وبلاگ ها را از آن خود سازد. . وب لاگ ها نه در حوزه های عمومی بلکه در در حوزه های تخصصی نیز به شدت در حال افزایش هستند و حوزه کتابداری و اطلاع رسانی نیز از این قائده خارج نیست . وب لاگ های بی شماری در این حوزه وجود دارد که هر یک بنا به اهدافی که برای خود تعیین کرد ه اند فعالیت می کنند. تنها با یک جستجوی ساده در وب، می توانیم به تعداد زیادی از وبلاگ ها در موضوعات مختلف کتابداری و اطلاع رسانی دست یافت. علاوه بر وبلاگها، اثار دیگری از قبیل پایان نامه ها، کتاب، مقاله، گزارش های تحقیقی و نقدها با موضوع وبلاگ ها نگاشته شده است که هر کدام  به نوعی به این موضوع از جنبه های مختلف پرداخته اند.

از این رو، انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران با همکاری اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی کتابداران ایران (ادکا) در نظر دارد جشنواره ای با عنوان جشنواره وبلاگ های کتابداری و اطلاع رسانی به همراه مسابقه وبلاگ نویسی در ۱۶ بهمن ماه سال جاری برگزار نماید. هدف از این جشنواره و مسابقه هم اندیشی، شناخت پتانسیل ها و فعالیت ها صورت گرفته در این حوزه  و تولد وبلاگ های جدید در حوزه های تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی و حوزه های وابسته است.

از صاحبان وبلاگ های (شخصی، سازمانی، دانشجویی)، و نویسندگان آثار پژوهشی (مقالات، پایان نامه ها، کتاب، طرح های پژوهشی) در موضوع وبلاگ دعوت می شود در این جشنواره شرکت نموده و آثار خود را از طریق وب سایت ثبت نمایند.

با تشکر

مریم اسدی

دبیر اجرایی جشنواره

برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید

http://www.lislog.ir

[ چهارشنبه 1390/07/06 ] [ 9:58 قبل از ظهر ] [ نیما غلامی(GHOLAMI82) ]
سلام
شنبه گذشته (90/06/12) پاتریشیا آلدانا رییس پیشین موسسه کتاب برای نسل جوان (IBBY) و رییس موسسه انتشاراتی groundwood books در خانه کتابدار کودک و نوجوان در مورد ترویج خواندن در جهان سخنرانی کرد.
سخنرانی خانم آلدانا در فضایی که مملو از کاردستی‌ها و نقاشی‌های کودکان عضو خانه کتابدار بود انجام شد. ورودی محل سخنرانی را پرده‌ای پوشانده بود که روی آن کتابها را داخل جیبهای پلاستیکی جا داده بودند و این پرده نمونه‌ای از یک کتابخانه آموزشگاهی بود. این کتابخانه خلاقانه در دو مدرسه در محله خانه کتابدار دایر شده بود. مترجم خانم آلدانا بانوی دوست داشتنی و خونگرم کتابداری ایران دکتر نوش آفرین انصاری بودند. وقتی به حاضران و فضای کوچک نگاه می‌کردم به همایشهای بزرگی فکر کردم که چه هزینه‌هایی برای آنها می‌شود و در آخر...

پاتریشیا آلدانا با توجه به تجربه‌ای که خود از دوران کودکی داشته است، کتابخوانی والدین برای کودکان را یک عامل مهم در جریان تبدیل شدن یک کودک به یک خواننده دایمی و نه یک خواننده مقطعی می‌داند و این عامل را یک رکن اساسی در ترویج خواندن ذکر کرد که برای رسیدن به آن حتی در کشورهای پیشرفته نیز باید جنگید.
  اما اگر والدین یک کودک چنین زمینه‌ای برای او فراهم نکردند، چگونه می‌توان این خلا را جبران نمود؟
روشهای جبران این خلا در سه کشور تجربه شده است: کتابخانه‌های آموزشگاهی مکزیک، کتابخانه‌های بیمارستانی در شیلی و گروه کمک به کودکان در بحران در شیلی، و گروه کوچک مادران و دختران در تورنتو
  در انتهای جلسه از خانم آلدانا پرسیده شد که بزرگترین مانع بر سر ترویج خواندن چیست. خانم آلدانا دولتمردانی که خود اهل مطالعه نیستند ولی در راس امور هستند را بزرگترین مانع در راه ترویج خواندن ذکر نمودند. اما خانم آلدانا امیدوار بودند و گفتند کم هستیم (مرجان کتاب‌خوانی) اما همه جا هستیم!


[ شنبه 1390/06/19 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ شهرزاد مقصودی نسب(MAQSUDINASAB84) ]

با سلام

شرکت پارس آذرخش (تولیدکننده نرم افزارهای کتابخانه و آرشیو) در نظر دارد جهت تکمیل اعضای پشتیبانی خود تعدادی نیروی واجد شرایط استخدام نماید.

علاقه مندان می توانند سوابق کاری و تحصیلی خود را به ایمیل:

 afrouz.shokraei@gmail.com ارسال نمایند.

مهلت ارسال سوابق کاری و تحصیلی به اتمام رسیده است.

[ چهارشنبه 1390/04/08 ] [ 8:16 قبل از ظهر ] [ شهرزاد مقصودی نسب(MAQSUDINASAB84) ]


کسب رتبه 7 در آزمون کارشناسی ارشد را به دوست خوبم

 آقای مجتبی مزروعی

 تبریک عرض می کنم

به امید موفقیت همه علامه‌ای‌ها


[ چهارشنبه 1390/03/25 ] [ 11:25 قبل از ظهر ] [ نیما غلامی(GHOLAMI82) ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از هم دیگه خبر بگیریم و به هم خبر بدیم. شاید مدت زیادی باشه که درس نخونیم ولی همکلاسی ها و همدانشکده ای ها رو هیچ وقت نمیشه فراموش کرد--
اگه واسه كاراي مربوط به پايان نامه ارشد اومدين اين وبلاگ تو همين ستون زير قسمت موضوع روي پايان نامه ها كليك كنيد
امکانات وب
تم بازار download قالب بلاگ اسکای اخلاق اسلامی قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین